چرا خشونت در جامعه ایرانی زیاد است؟
در روانشناسي مفهومي داريم با عنوان «تاب آوري اجتماعي». «تاب آوري» مفهوم جديدي است که ابزاري براي سنجش آن نيز وجود دارد. «تاب آوري اجتماعي» از مولفههاي سلامت اجتماعي است. جامعه ما به دلايل مختلف، تاب آوري اجتماعياش پايين آمده است. يکي از دلايل آن افزايش مهاجرت به شهرهاست. در دو دهه گذشته، مردم ما بيشتر روستا نشين بودند و 70 درصد جمعيت کشور مقيم روستاها بودند. اما بر اساس پژوهشي تا سال 1400 ، هفتاد درصد مردم کشور، شهرنشين و 30 درصد روستا نشين خواهند بود. اين در حالس است که روستا نشينان شهري، که به شهرها هجوم آوردهاند آموزش شهرنشيني نديدهاند. «مهاجرت» عاملي براي کاهش تاب آوري اجتماعي است.
يکي از دلايل پايين بودن استانداردهاي اجتماعي همچون کاهش استاندارد سلامت اجتماعي، آن است که خانواده، نقش آرامش بخشي خودش را نسبت به گذشته از دست داده است. خانواده قبلا مامن آرامش و تخليه هيجان بوده ولي به دليل افزايش نيازهاي اقتصادي، ضريب نفوذ اينترنت و ... خانواده نقش آرامش بخشياش را از دست داده و نميتواند نقش قبل را داشته باشد. به اين ترتيب افراد در شرايط عصبي، عصبيت خود را از خانه به جامعه و از جامعه به خانه منتقل ميکنند.
علاوه بر اينها، عامل «ازدحام»، زمينههاي مسائل اجتماعي را بيشتر ميکند. مثلا در ساعات پر تراکم در مترو، زمينه پرخاش بيشتر ميشود، ه چون اصطلاحا ذهن دچار «اضافه بار» ميشود و زمينه را «تهديد آميز» مي بيند. به همين دليل است که در اوقات پرتراکم مترو، مسافران فرصت خروج به يکديگر نميدهند و با پرخاش با يکديگر روبرو ميشوند. عامل "اضافه بار شناختي" به خاطر «ازدحام»، درزندگي در شهرهاي شلوغ نمود پيدا ميکند.
عامل چهارم، «گم نامي» و «بي خانمان ها» هستند. آدمها در شهرهاي شلوغ، شناخته نميشوند و چون نظارت و کنترلي رويشان نيست، رفتارهاي ناهنجار و مغاير شهروندي انجام ميدهند. مسائلي مثل متلک گفتن، فحش دادن، پيچيدن ماشينها جلوي يکديگر در اتوبانها، رفتارهاي خشن، آسيب رساندن به اموال عمومي مثل اتوبوسها، خط انداختن روي اتومبيلهاي پارک شده در خيابان و ... از جمله نشانه هاي اين موضوع است.
عامل بعدي، عامل «رواني» است. عوامل شخصيتي و رواني در پرخاشگري اجتماعي نقش دارند. سبک فرزند پروري والدين به گونهاي شده که افراد خودشيفته در سطح جوامع بيشتر ديده مي شوند، افسردگي اين افراد پس از مواجهه با حقايق جامعه، منجر به پرخاشگري در فضاي اجتماعي مي شود. آدم افسرده به دليل زودرنجي حوصله ندارد، فردي که مواد مخدر و يا آمفتامين استفاده کرده، در فضاي اجتماعي ايجاد پرخاشگري مي کند. ميزان و سطح سازگاري در ميان مردم شهرها به دلايل مختلف اجتماعي فرهنگي پايين آمده است.
عامل بعدي «الگوهاي اجتماعي» است؛ الگوهايي نظير اينکه افراد اگر داد بزنند، حرفشان به کرسي مي نشيند! اين عوامل نيز موثر در ايجاد خشونت ميان افراد است.
از عوامل ديگر مي توان به عامل سلامت اجتماعي اشاره کرد. روانشناسان 60 مولفه همچون اعتياد، بحران اجتماعي، طلاق عاطفي، بحران شادي، آلودگي محيط زيست، بيکاري، کرامت پايين متخصصان، دعواها و نزاع هاي خياباني و... را به عنوان متغيرهاي سلامت اجتماعي برشمرده اند. هرچه استانداردها اجتماعي در جامعه کاهش يابد، ميزان عصبانيت اجتماعي بالا مي رود.
این وبلاگ براي پاسخ به پرسش مهر «17 »رياست محترم جمهوري ایجاد شده است،ودرتلاش است که مطالب مفیدوتاثیرگذاردرارتباط باموضوع مطرح شود.