چطور میتوان کاهش خشونت را از خانوادهها شروع کرد؟
اگر خانوادهای خشن باشد بهطور طبیعی فرزند یا فرزندان آن خانواده نیز خشونت را یاد خواهند گرفت. از آنجایی که کودکان بیشتر وقت خود را در کانون خانواده میگذرانند و مادام شاهد رفتار والدین خود هستند، به صراحت میتوان گفت تاثیرپذیری آنها از خانواده بیشتر از عوامل دیگر است. این مسأله این واقعیت را برای ما روشن میکند که در گام نخست برای کاهش خشونت باید از خانوادهها شروع کرد. نخستین راهکار این است که خانوادهها آموزش ببینند؛ اگر چنانچه افراد خانواده- پدر و مادر- مشکل روانی دارند، در رفع آن کوشا باشند. اگر مشکلات دیگری دارند که آنها را به سوی خشونت سوق میدهد به آنها آگاهی بدهیم که با خشونت هیچکدام از ناکامیها تامین نمیشوند، بلکه یک مشکل به دو یا چند مشکل دیگر تسری مییابد. اگر فقر دارند، اگر ناکامی روانی دارند، اگر مشکل زناشویی دارند یا هر مشکل دیگری، خشونت مشکلی را حل نمیکند. گاهی پیش میآید که با خشونت یکی از همسران، طرف مقابل برای مدتی سکوت اختیار کند اما ضمن این سکوت، هسته پرخاشگریهای شدیدتر و آبزیرکاهتر تشکیل میشود، پس خشونت هیچوقت راهحل نیست.
توجه به کدامیک از ساختارهای جامعه میتواند خشونت را کاهش دهد؟
در مسائل اجتماعی و فرهنگی نخستین کار مهم درحقیقت، آموختن مهارتهای زندگی به کودکان است؛ از همان دوران پیشدبستانی. اینکه بیاموزند اگر زمانی با ناکامی روبهرو شدند، راهحلهای واقعبینانه و مفید و ممکن چه راهحلهایی هستند و چطور از آنها بهره ببرند. البته زمانی این مسأله عملی خواهد شد که در مدارس ما شاهد خشونت معلم، مدیر و معاون مدرسه نباشیم. متاسفانه گاهی خبرهای بدی در این زمینه به گوش میرسد و حکایت از این دارند که گاهی اولیای مدارس نیز به خشونت رو میآورند. بنابراین میتوان گفت مسأله خشونت یک مقوله فرهنگی است. در مقوله اجتماعی نیز هرقدر ساختار اقتصادی جامعه به عدالت نزدیک باشد و مردم کمتر با ناکامیها روبهرو باشند، همچنین ناکامی در استفاده از فرصتها کمتر شود، مردم کمتر به خشونت رو میآورند. درواقع اصلاح ساختار اقتصادی و اجتماعی از الزامات کاهش یا از بین بردن خشونت است.
این وبلاگ براي پاسخ به پرسش مهر «17 »رياست محترم جمهوري ایجاد شده است،ودرتلاش است که مطالب مفیدوتاثیرگذاردرارتباط باموضوع مطرح شود.