خشم، يكى از هيجان هاى شديد انسان است كه از حس صيانت نفس ريشه گرفته و حالتى است كه در آن شخص به وضع تعرض درمى آيد و براى مقابله با عوامل تهديد آماده مى شود  جان مارشال ريو مى نويسد:

خشم يعنى هيجانى كه به صورت بالقوه خطرناك ترين هيجان مى باشد؛ زيرا هدف كاركردى آن نابود ساختن موانع موجود در محيط است. خشم اگرچه در بسيارى از موارد مفيد نيست، ولى همچون بقيه صفات و ويژگى هايى كه در وجود آدمى نهاده شده است، نوع مفيد نيز دارد. خشم مفيد يا خشم مقدس از نظر تكاملى نيرو را در جهت دفاع از خود يا از كسى كه به او عشق مى ورزيم بسيج مى كند، دفاعى كه ويژگى آن قدرت، استقامت، تحمل و بردبارى است 

مى توان تعريف جامع خشم را همان تعريف هلن انيل دانست كه مى گويد: خشم يك واكنش هيجانى نسبتا قوى است كه در انواعى از موقعيت ها (حقيقى يا خيالى) همانند به بند كشيده شدن، مداخله بى مورد ديگران، ربوده شدن متعلقات و مورد تهديد يا حمله واقع شدن ظاهر مى گردد و با برانگيختگى فيزيولوژيك و افكار ستيزه جويانه همراه است و اغلب رفتارهاى پرخاشگرانه به دنبال دارد 

همچون بسيارى از موضوعات روان شناسى، هيجان خشم نيز داراى مؤلفه هاى شناختى، فيزيولوژيكى، رفتارى و كاركردى است. خشم مثل ساير هيجان ها، تظاهرات فيزيولوژيكى ويژه خود را دارد كه مهم ترين آنها ترشح هورمون آدرنالين، تسريع تنفس، افزايش ضربان قلب و بالا رفتن فشار خون است. دالف زيلمان روان شناس دانشگاه آلاباما، به كمك مجموعه گسترده اى از آزمايش هاى دقيق، عصبانيت را دقيقا مورد تجزيه و تحليل قرار داده و سازوكار خشم را تشريح كرده است. با توجه به اينكه خشم در واكنش جنگ و گريز در جناح جنگ قرار دارد، دريافت پيام در معرض خطر بودن موجب جوشش نوعى جريان ليمبيك مى شود. بخشى از اين جوشش درونى، مربوط به آزاد شدن هورمون اپى نفرين يا آدرنالين است كه توليد انرژى مى كند و بدن را آماده عكس العمل مى سازد و موجب تعريق، افزايش ضربان قلب، بالا رفتن قند و فشار خون مى شود. به طور كلى، تمام هيجان ها در موقعيتى بروز مى كنند كه ارگانيزم از نظر شناختى آن را مهم ارزيابى كند. تحقيقات نشان داده اند كه ارزيابى ها و اسنادها در بسيارى از نمونه هاى خشم نقش عمده اى دارند. گزارش هاى شخصى در اين زمينه حاكى از اين است كه افراد اغلب پس از ارزيابى تهديدآميز يا محروم كننده بودن محرك يا موقعيت، خشمگين مى شوند. خشم هايى كه پس از ارزيابى هاى شناختى به وجود مى آيند، حساب شده ترند و اغلب به صورت آگاهانه برانگيخته مى شوند، مانند ابراز خشم نسبت به بى عدالتى و ظلم.

از نظر تكاملى، خشم نيروى ارگانيسم را در جهت دفاع از خود بسيج مى كند و اساسى ترين هدف كاركردى آن از ميان برداشتن و نابودى موانع موجود در محيط است. البته به اين نكته نيز بايد اشاره كرد كه خشم شمشيرى دولبه است و علاوه بر بعد تخريب، كاركردهاى انطباقى مختلفى نيز دارد. براى مثال، خشم فرايندهاى روان شناختى و فيزيولوژيكى دفاع را سازمان مى دهد و نظم مى بخشد، بنابراين، مى تواند در روابط فرد و محيط مهم باشد. مؤلفه رفتارى خشم به تجلى بيرونى و رفتارهاى فيزيكى و كلامى مانند زد و خورد و ناسزاگويى اشاره دارد. به عبارت ديگر، اين بعد به پرخاشگرى مى پردازد

منبع